چهار مقاله را با افتخار خواندم. در دو روز. آنقدر که فکر می کردم سخت و طاقت فرسا و صعب العبور نبود. جذاب بود و گیرا. 
این کتاب از جهان ایجازدر به کار بردن جمله های کوتاه بسیار آموزنده و درخشان است. 
یکی از کتاب های کمکی که در کنارش خواندم "پرنیان هفت رنگ" نوشته ی دکتر عفت مستشار بود که بسیار به کمک در فهم امد و بسیار مرتب نوشته شده بود.
.
4 مقاله در باب دبیری و شاعری و نجوم و طبابت است.
 فصل شاعران را بیشتر از بقیه ی فصل ها دوست داشتم. فصل دبیری بیشتر از علم به نوعی از رسوب حکمت در جان ها می پردازد. و فصل نجوم بیشتر از ستاره شناسی به نوعی درایت و پیشگویی و طبابت هم حدس و ذکاوت دکتر به اضافه ی استعانت به عالم غیب را مهم می شمارد.
.
اما چرا فصل شاعران برایم از همه جذاب تر بود؟
زیرا اهمیت کاربردی کلمه را نشان می دهد. اهمیتی که شعر و قدرت کلمه در زندگی دارد و تصمیم های شاهان و...
.
سفر دو روزه ی من با این کتاب اینطور بود که اولش سخت خوان بود و اصلا نمی توانستم ادامه دهم اما صبوری کردم و گرفت.
.
خیام در اینجا به عنوان منجم آورده می شود با تکیه بر وجه ی پیشگویی اش.
می گویند" گور من در موضعی باشد که هر بهار یباد شمال بر من گل افشان کند."
انجمن عمر خیام در لندن بوته ی گل سرخی را از نیشابور ار سر مقبره ی عمر خیام به دست آورده و ان را بر سر قبر فیتز جرالد شاعر معروف و بهترین مترجم آثار خیام آورده است.
.
نام اصلی کتاب مجمع النوادر است.
.
 در بخش دبیری امده است " خیر الکلام ما قل و دل" هر گاه معانی، تابع الفاظ افتد سخن دراز شود و کاتب را مکثار گویند و المکثار مهذار- یعنی پرگو یاوه گوست.
.
در بخش شاعران، ماجرای رودکی ست که شعر بوی جوی مولیان را بری پادشاه می خواند-
همراهان پادشاه از روزها و فصل ها دور از خانه ماندن غمگین و هم سیک شده اند و هوس خانه کرده اند. از رودکی درخواست می کنند که شعری برای پادشاه بخواند تا همگی بتوانند بازگردند سوی وطن و فرزندان و...
" مهرگان دیر کشید و سرما قوت نکرد و انگور در غایت شیرینی رسید."
.
حکایت عشقی که محمود به ایاز داشت. عاشق زلف ایاز شده بود و دستور داد تا زلش را ببرند که دل بر او نبند. زلف را برید و بیشتر دلبسته ی او شد.
عنصری دو بیتی برای او می سراید و محمود دستور می دهد سه بار دهانش را از جواهر پر و خالی کنند.
.
ماجرای فرخی سیستانی که فقیر بود و در به در دنبال پادشاهی می گشت که از او حمایت کند. شعر مرغزار را می سراید ." پرنیان هفت رنگ اندر سر آرد کوهسار.."
و در نهایت به راحتی در دربار زیست می کند.
.
 ماجرای غمگنانه ی فردوسی که پادشاه در نهایت از کار خود پشیمان می شود و به سوی او می رود که هدیه اش را بدهد اما فردوسی را از شهر مرده بیرون می برند.
.
در بخش طبابت، یکی از حکایت های جالب ماجرای گاو است دقیقا به شیوه ی فیلم گاو که کسی مالیخولیا گرفته است و فکر می کند گاو است و طبیب با درایت او را به شیوه ی گاو با علف دادن و سر بریدن درمان می کند.
 ز

دیدگاه‌ها  

# نجم 1398-11-28 12:12
همین اشمب میخونمش
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه