یکی نوشته این رسم انتقاد نیست و این چه طرز صحبت با یک خانوم است اصلا- چون ملت نوشته اند این خانوم و هر که این حرف ها را می زند گوه خورده. البته گوه را قرمز کرده اند در پست شان- 

همکلاسی روزهای فلسفه خوانی ام تعریف می کرد وقتی دانشگاه تهران قبول شده بود از شهرستان به خوابگاه امیرآباد آمده، در روزهای هشتاد و هشت، سربازان گمنام پشت ساختمان های خوابگاه بلند بلند فریاد می زدند- جنده های شهرستانی برید گمشید.-

یا اصلا چرا برویم این همه دور تا سال هشتاد و هشت. همین آبان امسال که من ایران بودم دو تن از برادران موتورسوار از همان گمنام ها به من گفتند جنده خانوم کجا می روی؟

چرا؟ 

چون من داشتم خیابان را رد می شدم. منتظر بودم چراغ قرمز شود. نشد. تا خط عابر پیاده رفتم و موقع رد شدن از سمت برعکس خیابان- این موتوری ها که امنیت ما را در روزهای شلوغ حفظ می کنند و نظم عمومی را در شهر برقرار می کنند. از سمت مخالف خیابان آمدند و از روی خط عابر هم رد شدند و نزدیک بود من را زیر کنند و چون سر راهشان بودم تصمیم گرفتند اینچنین سوال خود را بپرسند.-

دوست مودب من این روزها کجا بودید؟ یا ما چون دانشگاه تهران درس خوانده ایم، چادری نیستیم، از روی خط عابر پیاده رد می شویم حق مان است جنده" خطابمان کنند؟

نوشتن دیدگاه