تاب ممنوعه ای که مجوز نگرفته است و زیرزمینی پخش شده. – واقعا چیزی برای مجوز نگرفتن نداشت. اصلا- خواندنش را با شوق شروع کردم چون نویسنده اش را می شناختم و به نظرم بسیار باسواد و پرخوان است و. همین برای من یک درس بود. این کتاب آشفته است و یک خط داستانی را دنبال نمی کند. قصه گو نیست و به اطاله می افتد. به شعار و تکه هایی از کتاب ها را اوردن و بیانیه های طولانی در باب زبان و شهر و... دادن.

.

نکته های مثبت کتاب:

کشش دارد. من کتاب را یک شبه خواندم. بخش اول کتاب کشش خوبی دارد. مخصوصا اینکه رابطه  ی دوستی ست و با زیرکی شروع می شود- غیاب یک آدم- ناپدید شدن و فقدان و غیاب همیشه یکی از جذابترین ایده های ادبیات داستانی ست.- یکی از کتاب های دیگری که یادم می آید با غیان دوست شروع می شود و در ان هم رابطه ی دوستی عمیق است کتاب ناتمامی زهرا عبدی ست.- در این کتاب هم رابطه ی دو دوست وجود دارد- از دیگر کتاب هایی که در ان از روابط میان دوستان می توان گفت خانواده ی تیبو رابطه ی ژاک و دانیل- و بادبادک باز- رابطه ی حسن و امیر است. دوستی برای من همیشه جذاب است.

.

انگیزه روایت قوی داده با انتخاب کردن دوست به عنوان راوی و در کامیپوتر او ماجرا را نوشتن.

.

قصه ی دوستی و جنگ و جنگ زده شدن و لوکیشن اهواز. رفتار بد مردم با جنگ زده گان را بیان می کند که خیلی ناراحت کننده ست.

.

 اولین قسمت آشنایی با سما، یک سوتی وجود داره- که بعدش اسم الهام اورده شده- هنوز با الهام آشنا نشده است.-

. نکته های قابل تامل که می توانست بهتر کار شود

.

راوی اگر نوجوان است و در ان زمان بیان می کند زبان نامستجم بیش از اندازه تحلیل گری دارد. شخصیت راوی به عنوان فردی که آنچنان هم شیفته ی کتابخوانی و استدلال های ذهنی نبوده جاهایی شبیه به شخصیت دانیال می شود و انگار از زبان او حرف می زند. بیش زا اندازه انتزاعی و فیلسوفانه

.

سکس دانیال- اولین تجربه ناشیانه روایت می شود- نیازمند تخیل قوی در عشق بازی- اینجا براهنی را به یاد می آورم و ان تخیلی بیش از اندازه تند و تیزش در روزگار دوزخی آقای ایاز-

سکس اول با تمرکز بسیار می تواند روایت شود. اعضای تن اما به سیک فیلم های آمریکایی صرفا با نفوذ پیدا کردن تمام می شود. ( نکته ی مهم اینکه اولین تجربه ی او بعد از بیست سال وقتی ظاهر می شود او اصلا اصلا الهام را به خاطر نمی آورد که این باورپذیر نیست.)

.

 رابطه ی دانیال با الهام و مسعود خیلی غیرمنطقی و به یکباره تمام می شود- غیب شدن شان در محله و در یک شهرستان برای من سوال ایجاد کرد و علت و معلولی نبود.

.

سخنرانی زبان برای من جذاب بود- قسمتی که راوی به ایران بازمی گردد و به سخنرانی دانیال می رود- سخرنانی زیان برای کتاب طولانی و متکلف است. من به دلیل علاقه ی شخصی این جستار را در میان داستان دوست دارم اما به لحاظ تکنیکی قابل حذف است.

.

قسمتی که راوی از سیگار کشیدن می گوید- یاد خون خورده ی بزدانی خرم می افتم چه کتابی؟ جان دار- اما مسیله ای که وجود دارد این راوی نمی تواند اینطور از سیگار کشیدن حرف بزند و اینچننی تحلیل کند. او خودش را هرگز کرم کتاب و علاقمند به مباحث نظری معرفی نکرده است. یک مهمندس کانادا رفته است که جاب می خواهد و کار و شرکت..

.

 قسمتی که قرار است گره گشایی کند که چرا الهام آن دو را به دنیال خود می کشاند و با این اطلاعاتش چه می خواهد بکند خیلی خیلی طولانی ست. 100 صفحه. تا ده صفحه هم می شد ان را کاست

.

قسمتی که راوی از بدنش می گوید که عین جنازه ی اوفلیا و اسطوره و کلیسا- این هم در ذهن و زبان راوی مهندس قرار نمی گرد.

.

فضای محاکه ی خانگی دانیال به همراه شهرام و الهام یه شدت شبیه به فیلم های هالیودی ست.

.

اطلاعات و خوانده ها و نوشته های کتاب ها به نوعی در کتاب گنجانده شده است- به شدت یادآورد سبک روزها و رویاها پیام یزدانجو- هر دوی نوینسده ها به شدت باسواد و پرخوان و زبان دان هستند و این دامی ست که برای نویسنده های باسواد وجود دارد. هوس استفاده از اطلاعات وسیع و گسترده در متنی که ضرورت داستانی ایجاب نمی کند.

.

انتهای داستانف زبان و لحن و فضا به شدت سلینی می شود به یکباره که ناهمگنون است و در انتها دوست رفته رفته در نقش دانیال فرو می رود-

اینچنین فرورفتن در نقش دیگری را بهترین حالتش را در یکی از داستان کوتاه های آیدا احدیانی خواندم- مجموعه ی دکتر برایان از دودکش بالا می رود.

.

پیرنگ:

کتاب، داستان دو دوست است در اهواز دوران جنگ- یکی از آن ها روزنامه نگار می شود و به یکباره غیب می شود. دوست دیگر به دنیال او می گردد و وارد زندگی اش می شود و در نهایت کم کم انگار خود او می شود.

 

 

نوشتن دیدگاه