بسیار بی تاب خواندن این کتا بودم و تعریفش را شدیدا شنیده بودم با ت وجه به اینکه کتاب برنده ی جایزه ی جلال هم شده بود وجوایز فراوان دیگر
.
در یکی از شب های مه آلود نیویورک درجالیکه هنوز ژانویه بود و تریینات کریسمس را نکنده بودند شروع کردم به خواندش و در یک ساعت تمام شد.
.
نقاط مثبت
فضای شهری و داستانی پویا که همراه با رانندگی زن در خیابان و شهر کرمانشاه سفری کوتاه می کنیم. نسبت به فضاهای آپارتمانی و خانه های بدون پنجره این نکته ی مثبت را داشت.
از دیگر نقاط مثبت شخصیت زن که دیپلم دارد و آنچنان تحصیل کرده و روشنفکر نیست. یعنی قشر جدید و طبقه ی اجتماعی تازه در فضای ادبیات
.
جزییات جالبی مصل اسم پرایدش که الیزابت است.
جزییاتی مثل " چرا من عوض راننده تاکسی شدن، استعدادم هرز رفت در پختن قرمه سبزی های پرملات و پاک کردن لکه ی روی اجاق گاز
.
 نکات ضعف
سعی کلی کتاب در راستای فمنیست و علیه فرهنگ مردسالاری است اما انقدر در این کتاب همه طلاق گرفته اند که این رسالت در سطحی ترین حالتش اجرا می شود. در همین راستا پایان بندی کتاب که محبوبه دخترخاله ی نقاش طلاق گرفته خودکشی می کند یکی از ضعیف ترین پایان بندی های عجولانه است. اشاره هایی هم به اجازه ی خروج نداشن و اجازه ی همسر و... آنقدر گل درشت در دیالوگ ها ظاهر می شود که اصلا نمی تواند تاثیرگذار باشد.
.
حضور شخصیت های اضافی در داستان که در پیشبرد داستانی هیچ کمکی نمی کند و تقابل شدیدی نیز برای روشن تر شدن شخصیت راوی-شهره- ایجاد نمی کند. مثلا فرهاد و شراره و محبوبه
.
توزیع اظلاعاتی داستان بسیار نامتوازن اتس. مثلا در دو صفحه ی اول با انباشتگی شدید اطلاعات رو به رو هستیم. دیالوگ های طولانی و به یبکاره که همه ی ماجرا و اطلاعات را می دهند یکی دیگر از ضعف های توزیع ناموزون داستان است. .
.
ضعف دیگر شخصیت مستقل و ادبیات شهره است که می توانست به نوعی آشنایی زدایی بشود. یعنی شیوه ی خلاقانه تر این بود که شخصیت متضاد کلیشه ی راننده تاکسی زن را در کتاب داشته باشیم.
.
زپایان بندی بسیار عجولانه و بسیار دم دستی صرفا برای بستن داستان.

نوشتن دیدگاه