کتاب قبلی نسیم وهابی-خاطرات یک دروغگو- جرقه های روشن نثر و نوشتار گلی ترقی را داشت وقتی از هجرت می نوشت و بیشتر به سبک خاطره نویسی نزدیک بود با اینکه نام مجموعه داستان داشت. من بسیاری از نوشته های آن کتاب را دوست داشتم و لذت بردم. انی کتاب را تا صفحه ی هفتاد خواندم و بعد بیشتر ادامه ندادم و شاید این نوشته یکقضاوت زودهنگام و نامنصفانه باشد. کتاب در پنج فصل تهران، شیراز، پاریس، پراگ و بادالونا داستان بلندش را روایت می کند و هر فصل از زبان یکی از شخصیت ها.
 بخش شیراز و تهران که من خواندم بسیار مطول بود و اضافه هایی داشت که به سیر پیشرفت کتاب و داستان هیچ کمکی نمی کرد و در بسیاری از جمله ها به جای روایت داستانی با خاطره گوی و صحبت های بیش از اندازه ی نیاز راوی ها رو به رو هستیم. استفاده ی زیاد از صفت ها و قیدها شکل داستانی را از کتاب گرفته است. 
این کتاب هم با لحن خاطره گویی و کلمه ها و فعل های غیرداستانی و...
از تصویر و فضاسازی دور است و حفره های زبانی انقدر است که داستان در حال پیشرفت هجرت و دفتن و اتفاق های در این میان را کند می کند و کشش داستانی را کمرنگ.

نوشتن دیدگاه