سفر شب برای من سه بخش دارد. بخش اول شروع عالی و بی نظیر پسرها و الواطی شان و رفتن به شهر نو و ناتوانی شخصیت اصلی- هومر- در سکس است.

بخش دوم پرگویی فراوان از جد و آباد هومر و پدرش می باشد. شخصیتی شبیه هیولا مهران مدیری پدر پولدار محترم ریاکار که بخش غیرجذاب کتاب محسوب می شود.

و در نهایت بخش آخر که عین به عین من را یاد سفر به انتهای شب سلین می انداخت و همین آزارم می داد. بیشتر حالت تقلید پیدا کرده بود. به نظرم با همان زبان و فضای ابتدایی ادامه پیدا می کرد داستان درخشان تری می شد. در نهایت آنقدر که تعریف این کتاب را شنیده بودم تکان دهنده نبود. مخصوصا این کتاب و کتاب سفر هول را بعد از براهنی خوانده بودم و هر چه بعد از او بی مزه و بی طعم می شود.

.

این کتاب هم جزو ممنوعه هایی ست که بعد از انتشار در ایران بسیار سر و صدا کرده و بهمن شعله ور ممنوع الورود به ایران شده است. شعله ور را سرچ کردم. چقدر باسواد است. به زبان های مختلف فرانسوی و اسپانیایی و عربی و فارسی شعر و کتاب می نویس. چهار کتابش را از آمازون سفارش داده ام و هنوز نیامده.

.

شروع کتاب- کار نکردن آلت تناسلی هومر خود نشانه ای ست بر تفاوت او از دیگر پسرها. کتاب با این نشانه آغاز می شود.

.

دوره های فکری  مختلفی که پدرش داشته است. چهار زنی که گرفته و همیشه هومر را به صورت سرداری می دید که سوار بر گردونه در پیشاپیش سپاه خود در حرکت است. وقتی سال ها بعد نام هومر را روی پسر کوچک خود گذاشت دیگر تصویر شاعر پیر نابینا کاملا از ذهنش محو شده بود و امید داشت که پسرش مرد غیور و گردنکشی بار بیاید.

اما هومر همیشه در اتاق در حال خواندن کتاب های صادق هدایت بوده و گریه می کرده و...

.

هومر در جوانی دوست هایی پیدا می کند مثل حسبن و اکبر شیراز و.. اکبر شیراز را دار می زنند و اعدام می کنند. – این صحنه من را یاد برج سکوت می اندازد.-

و بعد دوستی ها و تصمیم هایشان. پرویز می گوید من می روم پارییس. دیگری می گوید و.. وی کی شان می گوید من می رم خودکشی می کنم و بعدازظهر همان روز خودکشی می کند.

.

هومر پزشکی می خواند در دانشگاه

.

و بعد هم سفرهایش به دور دنیا شروع می شود. در اینجا همه ی زبان و لحن شبیه سفر به انتهای شب سلین است به شدت.

.

" انگار که مسیح سر پیچ بعدی توی یک ماشین پایس عمود بر جاده منتظر نشسته و با رادار سرعت رو کنترل می کند."

.

" ای اورشلیم ای اورشلیم که قاتل انبیا و سنگسارکننده ی مرسلین خود هستی آیا همین است آنکه اشعیا نبی از او خبر داده است؟"

.

قسمت های آخر کتاب کلاژی ست از سواد بی حد و حصر و خوانده های به چند زبان نویسنده اما خط داستانی را به شیوه ی پست مدرن، گم و گور می کند و همین من را آزاد می دهد.

 ز

نوشتن دیدگاه