دو دنیا در لیست خواندنی ها نبود اما شب بود و از کتابخانه با ح برگشته بودیم. قرمه سبزی خوردیم  و من ادامه ی تحقیقم را شروع کردم و به دو دنیا رسیدم. دیدم در فیدیبو است و با اینکه فیدیبو را به خاطر ساز و کار مجهول روابط ناشر و نویسنده و پول دادن ها تحریم کرده بودم این کتاب را خریدم و سر بلند کردم دیدم ساعت یک شب است و کتاب هم تمام شده.

گلی ترقی گرم می نویسد. گرم و صمیمی و لذت بخش. خواندنش مثل خواندن قصه ای بی مکافات و ساده و مهربانانه ست. شاید آنچنان تکنیک داستان در ان رعایت نشود اما بی اندازه قصه وار است. کشش دارد و دوست داری بشنوی بقیه اش چه می شود؟

.

کتاب با فضای آسایشگاه و نوشتن خاطرات دوران کودکی و زندگی در فرانسه در ادامه اغاز می شود.

" با خودم می گویم اگر بتوانم بنویسم خوب خواهم شد."

.

" اولین قصه هایی که می نویسم آشفته و ناتمام ند و اما آرام آرام مثل گیاهان رونده، از دیوارک ذهنم بالا می خرند و کنج و کنارم را می پوشانند. هر بار که داستانی را از نو بازنویسی می کنم کامل تر و بهتر می شود و قدمی رو به جلو برمی دارم. دلیلی برای برخاستن از خواب پیدا کرده ام."

.

 داستان اول- خانوم ها. خانوم گرگه و نازی خانوم و
آقا حسام و ماجراهایشان

.

توصیف ها و جزییات عالی ست. نسیم در خودش یک گلی ترقی دارد. من بارها به او گفته ام. باید امروز هم دوباره به او یادآوری کنم.

کلاس پیانو و پیر شدن ها و تفاوت های خواهرها و سرنوشت شان و...

.

آن سوی دیوار

ماجرای کلاس پیانو و بی استعدادترین شاگرد بودن.

. بامزه و خنده دار است خیلی وقت ها توصیف ها- همنطور استفاده از هم معنی ها و کلمه های شبیه

.

گل های شیراز- مارجای گل مریم دختری مجهول و سرد و بی حرف که کم کم با او همراه می شویم و به خانه ی عجیب شان می رویم. دختر عاشق  می شود و پرویز می میرد و دختر غیب می شود. شیطنت ها و بازیگوشی هایشان هم عالی ست.

.

فرشته ها

مارجای معلم زبان فارسی بچه ها در فرانسه. و آتش افروز و تیمسار و پیوند گذشته در ذهن نویسنده و حال با ماجراهای معلم فارسی.

.

داستان پدر که مثل فولاد بود و سیر بیماری ها و مریض شدن هایش- ورود معلم انگلیسی که هندی ست و خفه شدن و..

.

آخرین روز

در آسایشگاه و امیدبخشی زندگی و نور و روشنایی در دل. عالی ست.

 

.

 ز

نوشتن دیدگاه