مدت های بسیاری به دنبال این کتاب بودم و پیدایش نمی کردم تا امسال عید که رفتم ایران و مجموعه ی شهریار مندنی پورم را با خریدن دو کتاب مومیا و عسل و هشتمین روز زمین کامل کردم.

اما این کتاب اصلا ان چیزی نبود که فکر می کردم. یا شاید سلیقه ی من تغییر کرده است. کتاب پر از جمله های فوق العاده و نغز و زبان شاعرانه است. و در میانشان داستان ها و پیرنگ و خط سیر روایی گم می شود.

.

.

داستان اول را که خواندم. " بشکن دندان سنگی" را از عمق خیال پردازی و گم شدن در انتهای خیال و پرسه در حوالی تخت جمشید کیف کردم اما بعد از آنکه این تم به شدت در داستان های بعدی دنبال شد ان اعجازش را از دست داد.

.

داستان های منتخب که کنارشان تیک قرمز زده ام : پسرک ان سوی رود. نارنج های شریر شیراز، بشکن دندان سنگی را، آوزاهای در بادخوانده ی داوود، طوطی پیر بر بام قزاق

.

داستان اول در فضای اداره ی مرمت و باستان شناسی و کارمندهایی که باید مواظب تخت جنمشید باشند. فوق العاده ست این فضاها.

" صداهایی می شنوم به غیر از صدای چک چک آب اینجا، هزار سال پیش، پیشتر، زمزمه هایی شده که هنوز مانده، کسی جیغ کشیده، کسی آتش روشن کردهف قربانی ها خندیده اند و.."

.

" این صدا رازی دارد که هر کس آن را بفهمد دیگر همه جای دنیا برایش یکسان می شود."

.

" اینجا هوا از فصل ها رهاست و همه ی خواب های دنیا رسوب می کنند اینجا. من چشم هایم را می بندم و می بینم شان."

آخر این داستان نوشته ام" هیچ کس به اندازه ی مندنی پور عاشق شیراز نیست."

.

" ماه هم پیر شده است."

.

 داستان مومیا و عسل را اول انگلیسی اش را خواندم که سارا خلیلی ترجمه کرده بعد هم فارسی اش را و. به نظرم ضعیف ترین و شعاری ترین است و همه ی داستان فضاسازی یک خانه ی قدیمی بزرگ به عنوان نقطه ی قوت.

.

داستان نارنج های شریر شیراز را در انتهای داشستان با خودکار قرمز نوشته ام " عاشقانه ای برای پیری"

.

باران اندوهان.

مردمک های خاک " همین است که هست. بی معنا دروغ و من دیگر همیشه همینم که هستم. اینجا مثل خزه"

.

آوزاهای در باد خوانده ی داوود- شبیه نثر و فضای ابوتراب بود.

. از این داستان خیلی لذت بردم.

" چشم هایش به رویایی عیتق بسته شدند. هوا بوی بارانی پس از خسکسالی می داد."

.

" یک روز دیدیم که لب هایش ریخته اند."

داستان سنبل ابلیس فضای تخت جمشید. داستان وهی و ایستا.

فصل های برزخ- به لحاظ فضا به داستان اول شباهت دارد. ستوان و سکوت و اسکلت

.

نظریه ی پنجشنبه- داستان عجیب. بازی قائم باشک پدر و دختر و گم شدن دختر برای همیشه

.

دره ی مهرگیا- داستان وهی سروان انگلیسی. لهراسب و خزعلی

.

نظریه ی چهارشنیه: همسر سوژه مطمئنا از محل اختفا و فعالیت های افرا مطلع است. در اظهاراتش به طرز هوشمندانه ای طفره رفته است. بازداشت و بازجویی.

نظریه ی پنجشنیه: تایید نظریه ی چهارشنیه. فرزند سوژه محتملا در جریان اختفاست. بازجویی

.

تکرار فضای جنازه، اسکلت، تخت جمشید و رویاگون بودنش، سرداب، تار عنکبوت

" گفتند گوهر هرات شیشه ی ماهرانه ی تراش خورده ای بیش نیست."

 ز

نوشتن دیدگاه