هم مثالی دیگر از نویسنده ی معروف نیویوکر والاس می باشد که به خاطر خودکشی و نوشته های ناداستانش بسیار در مجلات امریکا اسمش شنیده می شو د و پادکست ها و...

.

دوست نویسنده اش جاناتان فرنزن می گوید تنها راه اتصال او به جهان با نوشتن رمان بود که وقتی این هم شکست می خورد دیگر راهی برای زندگی کردن نمی ماند.

.

سخنرانی آب او بسیار معروف است و در سخنرانی فارغ التحصیلی سعی می کند برای دانشجویانش به جای ستایش و ... تصویری از زندگی ملال آور پیش رویشان ارائه بدهد. زندگی ای که اگر یاد نگیریم چگونه له آن فکر کینم دور باطلی خواهد شد.

 طریق نوشتن ناداستان بازگشت به نقطه ی صفر است و دوباره تعریف کردن مفاهیم بدون حواشی اش که آن ها را از معنی می اندازد. حرکت مدام میان توصیف تجربه و معنای آن با مکث و ریز ریز بیان کردن.

برای رسیدن به حقیقت یک پدیده نیازی نداریم روی تصویر عینی آن زوم کنیم. می توان به جای میکروسکوب با تلسکوپ به لایه های بعید آن رفت.

.

آب این است.

دو ماهی به هم داشتند شنا می کردند که به یک ماهی پیرتر می رسند و او از ان ها می پرسد سلام بچه ها؟ چه خبر؟آب چطوره؟

یکی به دیگری نگاهی می اندازد که چی میگه؟ آب دیگه چه کوفتیه؟

اما در اینجا من نمی خواهم نقش ان ماهی پیر دانا را بازی کنم. فقط می خواهم بگویم خیلی وقت ها واقعیت های بدیهی و در دسترس و مهم معمولا همان هایی هستند که دیدن و حرف زدن درباره شان از بقیه سخت تر است.

.

چنین کاری بی نهایت سخت است. آگاه و زنده ماندن. هر روز و هر شب

.

فهرست. یک نما از خانه ی خانوم تامسپون: کشور نفرت انگیز این زن های بی گناه

  1. به لابستر نگاه کن. پرسش های سخت اخلاقی زیر پوست غذا
  2. فدرر. هم تن و هم نه. تجربه ی تماشای بلوغ

.

 در هر یک از ناداستان ها به دقت و با ظرافت تمام جزییات گفته شده است. جزییات دقیق و لحظه به لحظه که در بسیاری موارد پوچ و عبث و مطول می شود واقعا.

.

فدرر قهرمان تنیس.

.

مجموعه جستارها به لحاظ موضوعی و حتی فرمی برایم چندان جذابیتی نداشت. بدین جهت که بیشتر خاطره وار و همراه با اطاله بود و نمی توانست من مخاطب را با خودش همراه کند.

از میان همه ی حستارهای اطراف که همه شان را خوانده ام" فقط روزهایی که می نویسم." رتبه ی یک را دارد.

 

 

نوشتن دیدگاه